«ادی»، یک کارگر لنگرگاه، که زناشوئیای ناراضی دارد، بهطور ناخودآگاه عاشق خوارزادهشان، «کاترین» شدهست، که از کودکی او را بزرگ کردهبودند. دو مهاجر...