داستانهایی متفاوت از فساد، جرم و جنایت در حوالی «مینسوتا»ی یخزده، که همه این داستانها در نهایت مرتبط با «فارگو» در «داکوتایشمالی»...
“جک” نام پسری است که در سردترین روز اسکاتلند در قرن ۱۹ چشم به جهان می گشاید اما به علت سرمای زیاد، قلبش را از کار می دهد و تنها مامایی که در آنجا...