مورات و دویگو عاشق همدیگر هستند و زمانی که فارغ التحصیل میشوند تصمیم به ازدواج میگیرند ولی مورات جواب بله را نمیتواند...
“حشمت” عاشق دختری می شود و کم کم رابطه بینشان قویتر میشود. قبیله “حشمت” با افراد قبیله مجاور دشمنی دارد و دو قبیله تصمیم میگیرند که با هم صلح کنند....